تبلیغات
ایرانی,از ایران چه میدانی ؟ - حکومت یزدگرد و حمله اعراب بیابانگرد (بیانات فردوسی در این مورد)

..:: ایرانی,از ایران چه میدانی ؟ ::..

عنوان : حکومت یزدگرد و حمله اعراب بیابانگرد (بیانات فردوسی در این مورد) / موضوع : / نویسنده : Mahdi Ana / زمان : شنبه 21 دی 1387 - 12:37 ق.ظ / + / نظرات ()

در زمان هخامنشیان ,اشکانیان و ساسانیان در جهان فقط دو امپراطوری وجود داشت که یکی ایران و دیگری روم بود که جهان آن زمان را به دو نیم کرده بودند و هر کدامشان بر نیمی از آن فرمانروایی میکردند.

و این داستان تا زمان حمله اعراب بیابانگرد ادامه داشت که به قول تاریخ نویسان کاش در زمان حمله اعراب دیواری بین ایران و اعراب وجود داشت که نه ایرانیان و نه اعراب قدرت عبور از آن را داشتند.

بهتره یه کم از حال اعراب اون موقع هم بدونید . این مردم تا قبل از اسلام بطور جداگانه زندگی می کردند و در حالی که از تمدن و تاریخ ایران قریب 1400 سال میگذشت اعراب هنوز در بیابانها و جاهای که مقداری آب پیدا می شد بطور قبیله ای زندگی می کردند و تعصب آنها به قبیله اشان بود و اصلا کشوری به نام عربستان وجود نداشته است! و این مردم بدوی زندگیشان در چند راس شتر یا دیگر حیوانات وچادری خلاصه  میشد و هیچ نوع تشکیلات اجتماعی و امثال هم نداشتند. و تاریخ آنها به دستور عمر و 15 سال بعد از هجرت پیغمبر به تقلید از ایرانی ها درست کردند.

اعراب فقط خطبه و شعر را بلد بودند و علم را مخصوص غیر عرب می دونستند.

در اینجا می خوام یه چند خط از زمان آخرین شاه ساسانی و انقراضش واستون بنویسم.

در سال 14 هجری (635 میلادی) عمر سفارتی مرکب از 12 نفر عرب به دربار ایران فرستاد. در ورود به تیسفون (مدائن) ظاهرشان باعث تمسخر بود ولی یزدگرد آنها را با احترام پذیرفت  و به آنها گفت:مقصودتان چیست؟

گفتند:باید اسلام را بپذیرید یا جزیه دهید!

شاه در جواب با نظر حقارت به آنها نگریست و گفت شما مردمی هستید که سوسمار می خورید و بچه های خود را می کشید.

ز شیر شتر خوردن و سوسمار            عرب را بدانجا رسیدست کار

که تاج کیانی کند آرزو                        تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

سپس در قادسیه که نزدیک محلی بود که امروز به کربلا مشهور است بین ایرانیان به فرماندهی رستم فرخ زاد و اعراب به سرکردگی سعد وقاص جنگ(البته جنگهای دیگری هم شد ولی پس از این جنگ دیگر ساسانیان قدرت نگرفتند) در گرفت و قبل از جنگ سفرایی بین دو سپاه رد وبدل شد.فردوسی سخن سفیر ایران که از طرف رستم به جانب سعد رفته را اینگونه توصیف می کند:

بمن بازگوی آنکه شاه تو کیست           چه مردی و آئین و راه تو چیست

نبرد که جوی همی دستگاه                 برهنه سپهبد برهنه سپاه

بنانی تو هم سیری و هم گرسنه          نه پیل و نه تخت و نه بار و بنه

شما را به دیده درون شرم نیست         ز راه خرد مهر و آرزم نیست

بدان چهره و زاد وآن مهروخوی              چنین تابع و تخت آمدند آرزوی

و بهتر است سخن یا درد دل رستم سپهسالار ایران را هم در هنگام این جنگ بدانید:

گنهکارتر در زمانه منم                         ازیرا گرفتاد اهرمنم

دل من پرازخون شد وروی زرد               دهن خشک و لبها شده لاجورد

که تا من شدم پهلوان از میان              چنین تیره شد بخت ساسانیان

که این قادسی گورگاه من است           کفن جوشن و خون کلاه من است

                                       .

                                       .

که این خانه از پادشاهی تهیست         نه هنگام پیروزی و فرهیست

ز چارم همی بنگرد آفتاب                    کز این جنگ ما را بد آید شتاب

زبهرام و زهره ست ما را گزند               نشاید گذشتن ز چرخ بلند

 

و متن نامه ای که رستم از حال جنگ به یزدگرد می نویسد:

 

که من با سپاهی به سختی درم         به رنج و غم و شور بختی درم

رهایی نیابم سرانجام از این                خوشا باد نوشین ایران زمین

چو گیتی شود تنگ بر شهریار              تو گنج و تن و جان گرامی مدار

                                       .

                                       .

چو با تخت منبر برابر کنند                    همه نام بوبکر و عمر کنند

نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر         ز اختر همه تازیان راست بهر

دریغ این سر و تاج و این مهر وداد          که خواهد شد این تخت شاهی به باد

و به نظر من پس از این جنگ ایران و ایرانی هرگز به آن شکوه و جلال قبلیش نرسید:

بر ایرانیان زار و گریان شدم                ز ساسانیان نیز بریان شدم

دریغ این سر و تاج و این داد و تخت     دریغ این بزرگی و این فر و بخت

کز این پس شکست آید از تازیان        ستاره نگردد مگر بر زیان

 

بعد از چند روز جنگ سختی در گرفت. اوایل چون سپاه ایران از فیل بهره می برد پیروز میدان بود ولی بعد چون اعراب با نیزه به چشم فیل ها زدند فیل ها رم کرده و بطرف سپاه ایران آمدند و صف سپاه در هم شکست و در روز چهارم تندبادی وزیده خاک میدان جنگ را به روی ایرانیان زد و اختلال بزرگی در صفوف آنها انداخت و انگار تمام اسباب برای نابودی ایران آماده بود:

چنین گشت پرگار چرخ بلند             که آید بدین پادشاهی گزند

از این زاغ ساران بی آب و رنگ        نه هوش و نه دانش نه نام و نه ننگ

نشان شب تیره آمد پدید               همی روشنایی بخواهد پرید

بالاخره ایران شکست خورد و مسلمی به نام هلال بن علقمه سر رستم را از تن جدا کرده بر نیزه زد و گفت:به خدای کعبه که من رستم را کشتم.

در این جنگ درفش کاویانی که به منزله پرچم ایران بود و نزد ایرانیان بسیار مهم بود بدست اعراب افتاد.جواهرات آن به اندازه ای بود که به پول امروزی(سال 1300 هجری شمسی)دویست هزار تومان قیمت داشته است ولی عربی که آنرا به دست آورد آنرا به پنج هزار تومان فروخت!

بعد از شکست ایران در قادسیه در سال 16 هجری قمری اعراب به سمت تیسفون حمله کردند. یزدگرد به اعراب گفت ممالک آنطرف دجله را بگیرید و صلح کنید ولی سعد قبول نکرد و اعراب به تیسفون حمله بردند.

البته یزدگرد قبل از ورود اعراب به شهر آنجا را به مقصد خراسان برای جمع آوری سپاه ترک کرده بود و مردم تیسفون(طبق شاهنامه) هنگام رفتن یزدگرد از آنجا به او گفتند:

خروشان بر شهریار آمدند              همه دیده چون جویبار آمدند

که ما را دل از بوم و آرامگاه            چگونه بود شاد بی روی شاه

همه بوم آباد و فرزند وگنج             بمانیم و با تو گزینیم رنج

زمانه نخواهیم بی تخت تو            مبادا که پیچان شود بخت تو

همه با تو آییم تا روزگار                چه بازی کند در دم کارزار

یزدگرد با چشمان گریان به آنها جواب داد:

شهنشاه مزگان پر از آب کرد         چنین گفت با نامدارن به درد

که یکسر به یزدان نیایش کنید       ستایش ورا در فزایش کنید

همه پاک پروردگار منید                همان از پدر یادگار منید

نخواهم که آید شما را گزند           مباشید با من ببد یار مند

بعد از مدتی یزدگرد با سپاهی که جمع کرده بود در جلولا با اعراب جنگ کرد ولی باز شکست خورد و سپس بعد از مدت کوتاهی اهواز- اصفهان-فارس-آذربایجان-ری و...به تصرف اعراب در آمد و یزدگرد هم در نزدیکی مرو توسط آسیابانی که فردوسی نام او را خسرو می داند به طمع لباس فاخرش کشته شد و او را در پارس دفن نمودند و این شد مبدا تسلط اعراب بر امپراطوری ایران!

چنین است رسم سرای فریب        فرازش بلند و نشیبش نشیب

بدانگه که بیدار بود بخت اوی          به گردون کشیدی فلک تخت اوی

 

پس از ورود اعراب به تیسفون از عظمت و ثروت و تجملات این شهر غرق حیرت شدند و غنایم و ذخایر بی شماری به دست آنها افتاد. اکثر اعراب طلا را نمی شناختند و کافور را نمک می دانستند.با صرف نظر از تخت و طلا و جواهرات و اشیایی قیمتی و قالی بهارستان(این قالی 300 ذرع طول و 60 ضرع عرض داشته. حاشیه های این فرش زربافت با زمرد و متن آن با جواهرات قیمتی رنگارنگ زیبا شده بود.فرش مذکور را به امر عمر قطعه قطعه کرده بین مسلمین تقسیم نمودند و یکی از این قطعه ها که بهترین نیز نبود را به 20000 درهم فروختند.این قالی طاق کسری را می پوشاند) که نزد عمر فرستاند غنایمی که مسلمین تقسیم به قدری بود که به هر کدام از اعراب به پول سال 1300 ه ق دو هزار وپانصد تومان رسید. و در صورتی که عده اعراب شصت هزار نفر بود!(150 میلیون تومان در سال 1300)

 

 

لازم به ذکره که اگر از شاهنامه استفاده شده به این خاطره که به نظر من هیچ کس مثل فردسی نتونسته در 800بیت فقط اواخر زمان سلطنت یزدگرد رو به این خوبی توصیف کنه.امیدوارم این مطالب هر چند کوتاه و اجمالی به دردتون بخوره.که بعید نمی دونم.

خبرنامه

منوی اصلی

وبلاگ من
پست الكترونیك
تماس با من



نویسندگان

Mahdi Ana (197)

آرشیو تاریخی

دی 1388 (2)
اردیبهشت 1388 (1)
فروردین 1388 (1)
اسفند 1387 (18)
بهمن 1387 (66)
دی 1387 (103)
آذر 1387 (54)
فروردین 1387 (3)
دی 0 (3)


موضوعات

سامانیان (1)
شاعر های ایران زمین (8)
ساسانیان (6)
شعر در مورد ایران (1)
اشکانیان (2)
گالری عکس (19)
دانلود فیلم (6)
هخامنشیان (37)
افتخار آفرینان ایران (17)


لینکستان

بزرگترین وبلاگ دانلود فیلم و برنامه های جدید
تخت جمشید
بیستـــــون
iranemajazi
مهرایران
آرشیو موسیقی ایرانیان
افزایش بازدید از وبلاگ شما روزانه 700نفر
تو رو خدا زیر 18 سال كیلیك نكنند
مرکز فیلم
(برترین های دنیا)
مدل لباس -مدل کفش
خلیج فارس جاوید
كسب درامد از اینترنت
AIOS - All In One Site
فناوری اطلاعات و ارتباطات
نرم افزارهای روز


لینک های ویژه

بزرگترین وبلاگ دانلود فیلم و برنامه های جدید (-)


نظر سنجی



آمار

بازدیدهای امروز:

بازدیدهای دیروز:

كل بازدیدها:

كل مطالب:

كل نظرات:

ایجاد صفحه:

- ثانیه


صفحات


مطالب قبلی

قطعات تخت جمشید در سراسر دنیا
معنی سین های نوروز
نوروزنامه
قدرت و عظمت سپاه کوروش
نام قدیم شهرها ایران
نگاهی به ارتش ایران در دوره هخامنشی
ایرانیان
شوش؛ یكی از 3 شهر قدیمی جهان
اولین حمام تاریخ
آریو برزن، ژنرال بزرگ تاریخ ایران...
زبان ایرانی کهن
عکس هایی از رضا خان بزرگ
بم
شیخ بهایی
زندگینامه خواجه نصیر الدین طوسی


درباره

Powered by :
MihanBlog.com


Designed by :
SafhePardazan Team

SafhePardazan.com