تبلیغات
ایرانی,از ایران چه میدانی ؟ - قوم ایرانی آلان – بخش 3

..:: ایرانی,از ایران چه میدانی ؟ ::..

عنوان : قوم ایرانی آلان – بخش 3 / موضوع : / نویسنده : Mahdi Ana / زمان : جمعه 11 بهمن 1387 - 09:31 ب.ظ / + / نظرات ()

قوم ایرانی آلان – بخش 3
در بخش های پیشین با هم سرنوشت این مردمان ایرانی تبار را مرور كرده و دریافتیم كه چگونه آلان ها به یكجانشینی روی آورده و پادشاهی معظم آلانیا را ایجاد كرده و به نقش آفرینی در صحنه های سیاسی و نظامی قفقاز و آناتولی روی آوردند. در این بخش واپسین, می خواهیم تاریخ این همتباران دور از میهن را از هنگامه تازش تاتاران و تیمورلنگ تا زمان حاضر بررسی كنیم.
تازش زردپوستان آلتایی – انهدام پادشاهی آلانیا
هنگامی كه توفان وحشیان دژخوی زردپوست از ژرفای بیابان های تاتارستان برخاست و آسیای میانه و شمال ایران را درنوردید, اقوام بومی قفقاز و آناتولی بر آن شدند تا در برابر این بیابانگردان خون آشام با یكدیگر وارد یك پیمان مشترك دفاعی شوند. "جوینی" در این باره چنین می نویسد: «چون سلاطین روم و شام و ارمن و آن حدود از بطش و انتقام و رکض و اقتحام او {چنگیزخان} هراسان بودند با یکدیگر بیعت کرده بودند و به دفع او یک تیغ شده و لشکر گرج و آلان و ارمن و سریر و لکزیان و قفچاق و سونیان و ابخاز و شام و روم جمله مجتمع شدند» .
اردویی از آرتش مغول به سرداری سُبتای، بزرگترین سپهسالار چنگیز، که در تعقیب سلطان خوارزمشاهی به ارمنستان و گرجستان رسیده بود، به سال 1223 میلادی از دربند قفقازگذشت و به جلگه‌های قفقاز شمالی سرازیر شد. در اینجا نخستین رویارویی تاتاران با آلان ها روی داد. هدف اصلی لشكر تاتاری غلبه بر تركان قبچاق بود که سرزمین پهناوری را در دشت‌های شمالی اداره می‌کردند و گذشتن از سد اینان به منزله‌ فتح اروپای شرقی به شمار می‌آمد. نكته ی جالب اینجاست كه در این برخورد كه آلان ها با قبچاق ها برای دفاع از مردم و سرزمین خود متحد شده بودند, پیوندهای نژادی میان قبچاق ها و تاتارها باعث شد تا این تركان بیابانگرد همچون تركان به اصطلاح "مدافع" شهرهای ایرانی نشین فرارودان به متحدان خود خیانت كرده و از پشت به آلان ها خنجر بزنند. در این باره ابن‌اثیر می‌نویسد: «در آن سوی دربند مغولان با آلانان و قبچاق‌ها مواجه شدند. به قبچاق‌ها گفتند: ما و شما از یک نژادیم اما آلانان از شما نیستند که به ایشان یاری رسانید. دین شما نیز مانند آنها نیست. قبچاق‌ها از آلان روی گرداندند، اما مغولان بعداً به قبچاق‌ها پشت کردند.»
باز 13 سال بعد اردوی تاتاری دوباره بر سرزمین های آلان نشین تاختند و این بار در اثر این هجوم وحشیانه, نه تنها دولت و ساختارهای سیاسی و اجتماعی آلان ها از میان برفت, بلكه این قوم ایرانی تبار بخش بزرگی از جمعیت خویش را نیز از دست دادند و اگر بگوییم كه به طور نسبی منهدم شدند نیز سخنی به گزافه نگفته ایم. "جوینی" در شرح ویرانی و قتل عام شهر ماگس پایتخت پادشاهی آلانیان می نویسد : "در مدت چند روز در آن شهر جز هم نام آن نگذاشتند و غنایم بسیار یافتند و فرمان رسانیدند تا گوشهای راستِ مردم باز کردند. دویست و هفتاد هزار گوش در شمار آمد و از آنجا پادشاه‌زادگان عزم مراجعت کردند." و اگر به یاد آوریم كه بیشینه ی شهرهای بزرگ اروپا در آن زمان كمتر از 100 هزار جمعیت داشته اند, به وسعت و شدت كشتاری كه از آلان ها و ضربه ای كه بر تمدن و فرهنگ این ایرانیان وارد آمده است, بهتر و بیشتر پی خواهیم برد.


باز پس از این تاتاران، نوبت تركمانان تیموری رسید تا ضربه ای دیگر بر پیكر زخمی و خون چكان مردم آلانی وارد كنند و در واقع پس از این تازش ها و كشتارها، مردم آلان همچون دوران هجوم هون ها به سه پاره تقسیم شدند: گروهی از اینان با اردوی قبچاق به اروپا رفتند و در مجارستان رحل اقامت افکندند. این گروه به تدریج جذب ساکنان بومی مجار شدند، تا آنکه در سده‌ی پانزدهم میلادی آثارشان پاک از میان رفت. تنها نام آنان است که بر ایالت «یاز» (آس) یا «یازساگ» (استان آس) و مرکز آن در شرق بوداپست باقی مانده است. تعدادی از واژه های زبان آلانی نیز در زبان مجاری باقی مانده است.
گروه دیگری از آلانان را اردوی مغول برای لشکرکشی‌های آینده به مزدوری گرفت و با خود همراه کرد. منابع چینی از اهمیت نظامی این گروه خبر می‌دهند، از جمله اینکه گروهی از محافظان ویژه قوبلای خان در پکن آس بوده‌اند و از آنجا با پیشوایان مسیحی شهر رم مکاتبه می‌کردند. به شهادت یکی از مبلغان کلیسای کاتولیک که پنج سال در چین به سر برد، در آنجا سی هزار تن آس می‌زیسته‌اند. منابع فارسی دوره‌ی مغول نیز از خدمت آس‌های مسیحی در دربار پادشاهان مغول یاد می‌کنند. ابن‌بطوطه، سیاح مشهور سده‌ی چهاردهم میلادی، که خود سرای (پایتخت جانشینان چنگیز در دشت قبچاق، واقع در کرانه‌ی ولگا) را دیده بود، جماعتی از ساکنان شهر را آس و دین ایشان را اسلام ذکر می‌کند.
اما گروه سوم در كوه ها و مناطق سخت گذر قفقاز مركزی ماندند و بر پاسداشت هویت و تبار و نیاخاك خویش پای فشردند. اینها صدها سال در زمین های غیرقابل كشت و بهره برداری كوهستانی و سنگلاخی ماندند و تنها سودی كه از این دوران دراز انزوا برای این بازماندگان آلانی حاصل آمد، پاسداشت هویت نژادی اینان بود.
نخستین كوشش سیاسی این تنها گروه بازمانده از جامعه ی باستانی آلان پس از فاجعه تازش های تاتارها و ترك ها, در سال 1750 میلادی روی داد و در این سال یك هیئت دیپلماتیك آلانی درخواستی برای دربار ملكه روسیه به سن پترزبورگ ارسال داشته و خواهان پیوستن سرزمین ایرون به امپراتوری روسیه و نیز امكان استفاده از زمین های پست و بارور پیرامون زادگاه كوهستانی آلان ها شد. اما امپراتوری روسیه كه در آن روزها سخت در كشاكش رقابت های سیاسی-نظامی با قدرت های اروپایی و عثمانی بود, چندان شتابی برای پاسخ مثبت دادن به این درخواست نشان نداد.
روس ها, اما پس از درهم كوفتن ترك های عثمانی در پی جنگ سالهای 1768 تا 1774 و بهبود شرایط راهبردی خودشان, در پی گسترش بسط و نفوذ خویش در منطقه قفقاز برآمده و از درخواست آلان ها برای پیوستن به امپراتوری خویش استقبال كردند. بدین ترتیب پیمانی به نام پیمان «كوچوك-كاینارژی» میان نمایندگان سیاسی آلان ها و روس ها به امضا رسیده و اندكی بعد, سرزمین آلان ها ضمیمه خاك امپراتوری روسیه شد.
پیوستن آلان ها به روسیه, با وجود شورش های گاه و بیگاه آلان ها, برای ایشان سودها و فایده های بسیار دربرداشت و باعث شد تا افزون بر گسترش نشیمنگاه اینان از مناطق صرفا كوهستانی به زمین های پست و بارور پیرامونی, امكان توسعه سیاسی و اقتصادی سرزمین آلانیا نیز فراهم شود. از اواخر سده 18 كه آلان ها به امپراتوری روس پیوستند تا اوایل سده 20 كه حدود 150 سال را دربرمی گیرد, صدها تن از مردان و زنان این قوم كوچك ایرانی تبار پله های ترقی و پیشرفت را یكایك طی كرده و با تحصیل در سنت پترزبورگ, مسكو و دیگر شهرهای بزرگ روسیه, به روشنفكران, نویسندگان, آموزگاران و چشمگیرتر از همه, فرماندهان و آرتشتارانی شایسته و نام آور بدل گشتند.


سوگمندانه فروپاشی امپراتوری تزاری روسیه به سال 1917, برای آلان ها تباهی و ویرانی در پی آورد. پس از پیروزی انقلاب فوریه كه به بركناری واپسین تزار روسیه, نیكلای دوم, از قدرت انجامید, آلان های جنوب كوههای قفقاز دست به تشكیل "انجمن ملی اوستیای جنوبی" در شهر "جاوا" در اوستیای جنوبی زده و خواستار ایجاد نهادهای خودگردان برای ملت خویش شدند. در درون انجمن, میان گروه های موافق بلشویك ها و مخالف آن ها جدایی و شكاف بود اما سرانجام و از آنجا كه رهبران و نخبگان آلان به درستی می دانستند كه هنوز امكان استقلال كامل وجود ندارد و میان روس ها و گرجی ها نیز طبیعتا روس ها با خواسته های آلان ها بیشتر همراه خواهند بود, بیشینه آلان ها به هواداری روس های بلشویك برخاسته, خواهان پیوستن اوستیای جنوبی به روسیه شدند. در پی این تحولات, كشاورزان و دهگانان آلانی از پرداخت باژ و مالیات به دولت مستقر در تفلیس, وابسته به اتحادیه دول فراقفقاز, سرباز زده و سر به شورش برداشتند. این شورشیان با سرسختی در برابر لشكركشی گرجیان و متحدینشان ایستادگی كرده و در 19 مارس 1918 شهر تسخوینوالی, مركز اوستیای جنوبی را مورد هجوم قرار داده و گرجیان اشغالگر باشنده آن را كشتار كردند. اما گرجی های منشویك 3 روز بعد شهر را دوباره به اشغال خود درآورده و دست به اعمال فشارهای سخت بر ضد آلان ها یازیدند. این اقدامات ستمگرانه گرجیان منشویك اشغالگر, منجر به تشدید همبستگی با بلشویك ها در میان آلان ها به عنوان نیرویی آزادیبخش گشت. جنبش استقلال طلبی و آزادیخواهی آلان ها همچنان ادامه یافت و به تاریخ 23 اكتبر 1919, رزمندگان آلان در منطقه "روكی" اعلام حكومت شورایی كرده و به سمت تسخینوالی به حركت درآمدند, اما در نزدیكی شهر از گرجیان شكست یافته و به منطقه "ترك" كه تحت سلطه بلشویك ها بود, عقب نشستند. در پی این تحولات, گفتگوها و رایزنی های فراوانی میان نمایندگان آلان و گرجی درباره وضعیت اوستیای جنوبی صورت پذیرفت اما گرجیان زورگو و زیاده خواه به درخواست های برحق آلان ها مبنی بر اعطای امتیاز خودگردانی – همآنند امتیازاتی كه به آبخازها و مسلمانان در "آجاریا" داده شده بود – پاسخ منفی داده و همچنین تشكیلات ملی آلان ها یعنی "انجمن ملی اوستیای جنوبی" را غیرقانونی اعلام داشتند. در سال 1920, رزمندگان آلان در شهر ولادیقفقاز, پایتخت كنونی اوستیای شمالی, تجمع كرده و همراه بلشویك ها به منظور آزادسازی اوستیای جنوبی از چنگال گرجیان از مرز گذشتند و ظرف مدت كوتاهی چندین منطقه و ناحیه این سرزمین را رهایی بخشیدند, اما سوگمندانه تصمیم یكباره "لنین" برای آشتی جویی با گرجیان باعث شد تا بلشویك ها علیرغم همه وعده های داده شده آلان ها را تنها بگذارند و در پی این رویداد, رزمندگان آلان در برابر نیروهای انبوه گرجی, و علیرغم دلآوری و سرسختی فراوان, شكست یافتند و گرجیان وحشیانه دست به انتقام زدند : چندین روستای آلان نشین به آتش كشیده شده و با خاك یكسان شد, 3000 تا 7000 آلانی به كشتن رفتند و بیش از 20000 تن از اینان نیز بی خانمان شده و به اوستیای شمالی گریختند.
آلان ها كه بلشویك ها را تنها امید خویش برای رهایی از یوغ سلطه ستمگرانه گرجیان می دانستند, در فوریه سال 1921 به نیروهای تك ور بلشویك پیوسته و با جانفشانی و رزم آوری همیشگی خویش , پیشآپیش بلشویك های روسی گرجستان را به تصرف خویش درآورده و حكومت منشویكی را سرنگون ساختند. در پی این یاری رسانی, حكومت بلشویكی تازه تاسیس گرجستان, پاداش آلان ها را با اعطای خودمختاری به سرزمین های آلان نشین اوستیای جنوبی به این قوم ایرانی اعطا كرد. روابط میان گرجیان و آلان ها – بر خلاف روابط تنش آلود آبخازها با گرجیان - از این پس تا پایان دوران كمونیسم در اواخر دهه 1980 به صورت مسالمت آمیز ادامه یافت و آلان های این سوی رشته كوه های سربه فلك كشیده قفقاز یك چندی از آرامش و آسایش نسبی برخوردار شدند.
با به قدرت رسیدن "استالین" گرجی تبار، فصلی خونین دوباره در تاریخ آلان ها گشوده شد و در خلال سالهای سیاه دهه 1930, هزاران تن از آلان ها كه گرایش های ملی گرایانه و مخالف ماركسیسم داشتند, یا به اعدام محكوم شده و به خون خود درغلتیدند و یا به اردوگاه های مخوف كار اجباری در سرزمین های یخ زده سیبری تبعید گشتند.
با شعله ور شدن آتش مهیب جنگ جهانی دوم و رسیدن آن به مرزهای شوروی, آلان ها كه همواره سنت ها و فرهنگ پهلوانی و آریایی خویش را پاس داشته اند, فرصتی دوباره برای عرض اندام در صحنه سیاسی و نظامی روسیه كمونیستی یافتند. دلیرمردان آلان كه همآره مرگ در رزمگاه را بر مرگ در بستر برتری داده و فرزندان خویش را با همین باورهای كهن آریایی تربیت كرده بودند, همچون سالهای پرافتخار دوران تزارها, به ستارگان درخشان نبرد شوروی-آلمان تبدیل گشته و دگرباره نام آلان را بر رفیع ترین قله های شرف و افتخار برنشاندند. برای درك ژرفای تبلور روح و روان حماسی و پهلوانی این قوم ایرانی در آوردگاه جنگ جهانی دوم, كافی است توجه داشته باشیم كه از میان جمعیت 340 هزار نفری همه آلان ها در آغاز این
جنگ:
- 89900 نفر به جبهه های جنگ شتافتند.
- از این میان 46000 تن جان خویش بر سر دفاع از میهن نهادند.
- 34 تن از جنگآوران آلان موفق شدند به بالاترین نشان افتخار اتحاد جماهیر شوروی دست یابند که از این حیث و با توجه به نسبت جمعیتی، آلان ها در راس ملل پرافتخار نبرد بزرگ میهنی قرار می گیرند
و سرانجام:
- بیش از 50 تن از آلان ها موفق به کسب مقام های عالیرتبه ی نظامی ژنرالی و آدمیرالی شدند.
پس از پایان جنگ جهانی دوم كه بار دیگر نام آلان ها را در جهان با افتخار و حماسه پیوند زد, سرزمین آلان ها و به ویژه بخش شمالی آن نیز به دلیل وجود كان های فراوان, شاهد رشد و پیشرفت پرشتاب اقتصادی, فرهنگی و هنری بود و مجتمع های بزرگ صنعتی و هنری در شهرهای گوناگون آلانیا و به ویژه در شهر "ولادیقفقاز", پایتخت جمهوری اوستیای شمالی به وجود آمد و این شهر را به كانون فرهنگی, گردشگری و هنری منطقه تبدیل نمود. در پی این پیشرفت ها, آلان ها كه تا كنون بیشتر افتخاراتشان در زمینه فرماندهی و آرتشتاری خلاصه شده بود, مایه و استعداد شگرف خویش را در دیگر رشته ها و زمینه ها, از بازیگری و خنیاگری و آهنگ سازی تا صحنه میدان های ورزشی به نمایش درآورده و انبوهی از هنرمندان و ورزشكاران بلندآوازه تقدیم كشور و ملت خویش كردند. برای مثال كافی است توجه كنیم كه این ملت كوچك چندصد هزار نفری به تنهایی موفق به كسب 12 مدال زرین طلا برای اتحاد جماهیر شوروی در دوره های مختلف المپیك و بیشتر – همچون همتبارانشان در ایران زمین - در رشته های رزمی-پهلوانی مانند كشتی فرنگی, جودو, كاراته و تكواندو شدند.
با آغاز فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بار دیگر بوی خون و باروت سرزمین های آلانی نشین را فراگرفت و آزمونی دیگر پیش روی این ایرانیان برون از مرز قرار گرفت. روح ملی گرایی اقوام زیر سلطه ی امپراتوری مارکسیسم که برای دهها سال زیر فشار و سرکوب سرخ قرار گرفته بود، چونان آتشی از زیر خاکستر شعله ور گشته و همه ی سرزمین های اقوام غیر روسی را دربرگرفت. در این میان، آلان های تحت سلطه ی روس، به دلیل انبوه تر بودن و نیز پیوندهای تاریخی با روس ها از موقعیت بهتری برای پیشبرد نبرد ملی بازسازی هویت ایرانی خویش برخوردار شده و پس از گسترده تر کردن میزان خودمختاری خویش، نام جعلی "اوستیای شمالی" را نیز به "آلانیا" تغییر دادند تا سندی باشد بر هویت و ملیت دیرینه شان. تنها مشکلی که آلان های شمالی در این دوران با آن روبرو شدند، مسئله زیاده خواهی مردمان ترک زده و اسلام زده ی "اینگوش" بود که برآن بودند تا همچون هون ها و تاتارها و ترکمانان، ضربه ای دیگر بر پیکر ملت باستانی آلان وارد آورند. آنها پس از فروپاشی شوروی و تحت تاثیر جنبش های اهریمنی پان ترکیسم و پان اسلامیسم، برآن شدند تا منطقه ی "پریگورودنی" را از اوستیای شمالی جدا ساخته و به جمهوری اینگوشیا ملحق سازند و در این راه دست به اقدامات وسیع تروریستی و ددمنشانه زدند. اما آلان ها که به اندازه ی کافی از حضور و وجود این آنیرانیان ضربه خورده بودند، این بار برآن شدند تا پاسخی درخور به تحرکات و دژخویی های اینگوش ها بدهند و پس از درگیری های سختی که در اکتبر و نوامبر سال 1992 روی داد، نیروهای آلانی موفق شدند تا درس سختی به اینگوش ها داده، با به هلاکت رساندن بیش از 600 تروریست اینگوش، بیش از 65000 تن از مهاجران و مهاجمان آنیرانی را نیز از خاک خود تارانده و نیش طمع این ترک زدگان و اسلام زدگان را برای همیشه از نیاخاک خویش برکنند.


آلان های زیر سلطه ی گرجیان اما سرنوشتی دیگر یافتند. ملی گرایان گرجی که از اعطای خودمختاری به آلان ها در دوران کمونیسم آزرده خاطر بودند، برآن شدند تا با یک تجاوز برق آسا سرتاسر ایالت خودمختار آلان ها یعنی "اوستیای جنوبی" را به تصرف خویش درآورند. بدین منظور آنها در شب 5 ژانویه ی سال 1991 به شهر "تسخینوالی" مرکز اوستیای جنوبی یورش آوردند به این گمان که خواهند توانست تا صبح کار آلان ها را یکسره سازند. اما رزمندگان آلان که از هر دو پاره ی آلانیا برای دفاع از سرزمین و خون و شرف خویش گرد آمده بودند، به نبردی قهرمانانه دست یازیده و با وجود نابرابری نیروها، از تصرف کامل شهر به دست گرجیان جلو گرفتند و تنها بخش های شرقی شهر به دست دشمن افتاد و پس از چندی گرجیان از همین بخش ها نیز عقب نشسته و به تپه های مشرف بر شهر عقب نشستند. پس از چند ماه آرامش نسبی، در تابستان همان سال (1991) گرجیان دست به کوششی بزدلانه و در عین حال ناجوانمردانه زده و برق شهر تسخینوالی را قطع کرده و راه های ارتباطی منتهی به شهر را که از آنها غذا و تدارکات می رسید، مسدود ساختند. آنها همچنین روستاهای آلانی نشین پیرامون شهر را به آتش کشیده و باشندگان آنها را کشتار کردند و اما آلان ها در پاسخ تنها به بیرون راندن گرجیان باشنده ی تسخینوالی دست یازیدند. در پی این رویدادها، ده ها هزار تن از آلان های اوستیای حنوبی به آنسوی مرزها یعنی اوستیای شمالی کوچیدند و به همین سان شمار زیادی از گرجیان نیز رهسپار دیگر بخش های گرجستان شدند. در سال 1992 و در پی فشار روس ها، قرارداد آتش بسی میان دو طرف درگیر امضا شده و اوستیای جنوبی میان آلان ها و گرجی ها تقسیم شد.
در سال های بعد، وضعیت اوستیای جنوبی به همین صورت و با فراز و نشیب هایی باقی ماند تا اینکه در پی انقلاب "رز" در گرجستان و به قدرت رسیدن "میخائیل ساکاشویلی" به سال 2003، سیاست گرجیان در قبال اوستیای جنوبی دوباره حالت تهاجمی به خود گرفت و کوشش های تجاوزکارانه ی اینان برای اشغال بخش های باقی مانده ی این سرزمین ها نیز از سرگرفته شد. برای رویآرویی با این اقدامات خصمانه، آلان های اوستیای جنوبی در 12 نوامبر سال 2006 دست به برپایی یک همه پرسی برای استقلال زدند که در آن 95% آلان ها شرکت جسته و 99% ایشان به استقلال کامل از گرجستان رای دادند و بدین سان عزم و اراده ی خویش برای دفاع از نیاخاک و هویت ملی خویش را به ثبوت رساندند. تنش ها و برخوردهای پراکنده ی نظامی میان نیروهای گرجی و رزمندگان آلانی تا اگوست امسال (2008) ادامه یافت تا اینکه در این سال، آرتش گرجستان با دلگرمی آمریکا و ناتو به اوستیای جنوبی یورشی وحشیانه آورده و پس از تصرف تسخینوالی دست به کشتاری ددمنشانه از مردم بی دفاع شهر زد. در این نسل کشی بی شرمانه نزدیک به 2000 تن از مردم بی گناه غیرنظامی آلانی تبار به خون خود درغلتیدند و با خون پاک خود درخت استقلال نیاخاک خویش را آبیاری کردند، چراکه چند روز بعد، آرتش روسیه به منظور جلوگیری از ادامه ی نسل کشی وارد عمل شد و در اندک زمانی نه تنها گرجیان متجاوز از مناطق تازه اشغال شده رانده و تارانده شدند بلکه سرزمین هایی را که در دوران نبرد پیشین در سال های 1991 و 1992 به تصرف درآورده بودند را نیز از دست دادند و حتی روس ها دو شهر مهم "گوری" و "پوتی" را در عمق خاک گرجستان به تصرف خویش درآوردند.


بدین سان، تقریبا همه ی سرزمین های آلانی نشین اوستیای جنوبی دوباره به مام میهن بازگشت و در 25 آگوست نیز "الکساندر مدودف" رئیس جمهوری روسیه طی فرمانی استقلال این سرزمین ایرانی نشین را به رسمیت شناخت و چهارمین کشور ایرانی تبار پس از ایران، تاجیکستان و افغانستان پای به صحنه ی تاریخ نوین جهان گذارد.

پی نوشت: پان ایرانیست ها کجایند؟
حزب کنونی "پان ایرانیست" که به اصطلاح خود را سردمدار جنبش پان ایرانیسم دانسته و مدعی اتحاد دوباره ی سرزمین های ایرانی نشین می باشد، تا کنون حتی یک بیانیه در اعلام حمایت از استقلال آلانیای جنوبی صادر نکرده است. این حزب که "هزاره ها" ی تخم مغول را ایرانی شمرده و خواستار پیوستن آنها به جنبش پان ایرانیسم بوده و هست، درباره ی آلان ها - که از اصیل ترین ایرانیان هستند - کوچکترین اقدامی - نه تئوریک و نه عملی - نکرده است. من همین جا از پان ایرانیست های واقعی می خواهم تا با اندیشیدن راهکارهایی به حمایت از مبارزه ی ملی همتباران آلانی مان دست زنند. برگزاری تظاهراتی روبروی وزارت خارجه ی جمهوری اسلامی و طرح درخواست به رسمیت شناختن استقلال اوستیای جنوبی، کمترین کاری است که از دست ما در این دوران تاریخی ساخته است، به ویژه اینکه دوستان جمهوری اسلامی در آمریکای لاتین، نیکاراگونه و ونزوئلا نیز استقلال این سرزمین ایرانی نشین را به رسمیت شناخته اند.
امید اینکه به زودی شاهد استقلال کامل اوستیای شمالی و سپس به هم پیوستن این دوپاره ی آلانیا به یکدیگر و بازسازی کشور باستانی آلان در قفقاز باشیم. ایدون باد!

خبرنامه

منوی اصلی

وبلاگ من
پست الكترونیك
تماس با من



نویسندگان

Mahdi Ana (197)

آرشیو تاریخی

دی 1388 (2)
اردیبهشت 1388 (1)
فروردین 1388 (1)
اسفند 1387 (18)
بهمن 1387 (66)
دی 1387 (103)
آذر 1387 (54)
فروردین 1387 (3)
دی 0 (3)


موضوعات

سامانیان (1)
شاعر های ایران زمین (8)
ساسانیان (6)
شعر در مورد ایران (1)
اشکانیان (2)
گالری عکس (19)
دانلود فیلم (6)
هخامنشیان (37)
افتخار آفرینان ایران (17)


لینکستان

بزرگترین وبلاگ دانلود فیلم و برنامه های جدید
تخت جمشید
بیستـــــون
iranemajazi
مهرایران
آرشیو موسیقی ایرانیان
افزایش بازدید از وبلاگ شما روزانه 700نفر
تو رو خدا زیر 18 سال كیلیك نكنند
مرکز فیلم
(برترین های دنیا)
مدل لباس -مدل کفش
خلیج فارس جاوید
كسب درامد از اینترنت
AIOS - All In One Site
فناوری اطلاعات و ارتباطات
نرم افزارهای روز


لینک های ویژه

بزرگترین وبلاگ دانلود فیلم و برنامه های جدید (-)


نظر سنجی



آمار

بازدیدهای امروز:

بازدیدهای دیروز:

كل بازدیدها:

كل مطالب:

كل نظرات:

ایجاد صفحه:

- ثانیه


صفحات


مطالب قبلی

قطعات تخت جمشید در سراسر دنیا
معنی سین های نوروز
نوروزنامه
قدرت و عظمت سپاه کوروش
نام قدیم شهرها ایران
نگاهی به ارتش ایران در دوره هخامنشی
ایرانیان
شوش؛ یكی از 3 شهر قدیمی جهان
اولین حمام تاریخ
آریو برزن، ژنرال بزرگ تاریخ ایران...
زبان ایرانی کهن
عکس هایی از رضا خان بزرگ
بم
شیخ بهایی
زندگینامه خواجه نصیر الدین طوسی


درباره

Powered by :
MihanBlog.com


Designed by :
SafhePardazan Team

SafhePardazan.com