تبلیغات
ایرانی,از ایران چه میدانی ؟ - یعقوب لیث

..:: ایرانی,از ایران چه میدانی ؟ ::..

عنوان : یعقوب لیث / موضوع : / نویسنده : Mahdi Ana / زمان : جمعه 18 بهمن 1387 - 01:25 ب.ظ / + / نظرات ()

یعقوب (پسر ِ) لیث یکی از پادشاهان ایران از دودمان صفاری بود.
لیث پدر یعقوب در سیستان شغل رویگری داشت. او سه پسر داشت بنام‌های یعقوب و عمر و علی. هر سه پسران لیث حکومت کردند اما دوره حکومت آنان چندان نپایید. یعقوب نیز در اوایل مانند پدر رویگری می‌کرد و هرآنچه بدست می‌آورد به دوستانش ضیافت می‌کرد. چون به سن رشد رسید عده‌ای از عیّاران او را به سرداری خود برگزیدند.
در سال ۲۳۷ که طاهر بن عبدالله در خراسان حکومت می‌کرد مردی از اهل بُست به‌نام صالح بن نصر کنانی بر سیستان چیره شد و یعقوب به خدمت وی در آمد. طاهر که مردی با تدبیر بود صالح بن نصر را از سیستان براند و پس از وی درهم بن نصر (یا نضر) خروج کرد و سیستان را تصرف نمود و سپاهیان طاهر را از سیستان براند. درهم که نتوانست از عهده‌ای سپاهیان برآید یعقوب را سردار سپاه خویش تعین کرد. سپاهیان چون ضعف فرماندهی درهم را دیدند از فرماندهی یعقوب اسقبال نمودند.
پس از چندی والی خراسان با تدبیر درهم را اسیر کرد و به بغداد فرستاد، او مدتی در بغداد زندانی بود بعد آزاد گردید و به خدمت خلیفه در آمد. درین زمان است که کار یعقوب نیز بالا می‌گیرد او به دفع خوارج می‌رود. یعقوب چون مردی با تدبیر و عیار بود تمام یارانش از وی چنان فرمابرداری می‌کردند که برون از تصور بود. یعقوب بعد ار ضبط سیستان رو به خراسان نهاد ولی چیزی نصیبش نشد. باز بار دیگر در سال ۲۵۳ رو به خراسان نهاد. این بار شهرهای هرات و پوشنگ را بگرفت و از آنجا رو به کرمان نهاد و گماشته حاکم شیراز در کرمان را بگرفت. پس از آن رو به شیراز نهاد با حاکم فارس جنگیده و آن را نیز بدست آورد. یعقوب بعد از واقعه چند نفر از طرفداران خود را با پیشکش‌های گرانبها نزد خلیفه بغداد فرستاد و خود را مطیع خلیفه اعلان کرد.
یعقوب در سال ۲۵۷ باز به فارس لشکر کشید و خلیفه المعتمد به وی پیغام داد که ما ملک فارس را به تو نداده‌ایم که تو به آنجا لشکر کشی کنی. المؤفق برادر خلیفه که صاحب اختیار مملکت بود پیامی نزد یعقوب فرستاد مبنی بر اینکه ولایت بلخ و تخارستان و سیستان مربوط به یعقوب است. یعقوب نیز بلخ را تصرف نموده متوجهکابل شد والی کابل را اسیر و شهر را تصرف نمود. پس از آن به هرات رفت و از آنجا به نیشاپور و محمد بن طاهر حاکم خراسان را با اتباعش اسیر و به سیستان فرستاد و از آنجا روانه طبرستان شد تا در آنجا با حسن بن زید علوی بجنگد. حسن درین جنگ شکست خورد فرار نمود و به سرزمین دیلمان رفت. یعقوب از ساری به آمل رفت و خراج یکساله را جمع کرد و روانه دیلمان شد، در راه در اثر بارش باران عده زیادی از سپاهیانش کشته شده و خود مدت چهل روز سرگردان می‌گشت. یعقوب پیامی نزد خلیفه فرستاد مبنی بر اینکه طبرستان را فتح کرده حسن را منزوی ساخته‌است به امید اینکه مورد نظر خلیفه واقع گردد. اما خلیفه حکمی را توسط حاجیان به خراسان فرستاد که چون وی از حکم ما تمرد کرد و به حکومت سیستان بسنده نکرد او را در همه جا لعن کنند.
پدر زبان پارسی بعد از اسلام در ایران
یعقوب لیث صفار نخستین کسی بود كه زبان پارسی را ۲۰۰سال پس از ورود اسلام به ایران‌، به عنوان زبان رسمی ایران اعلام كرد و پس از آن دیگر کسی حق نداشت در دربار او به زبانی غیر از پارسی سخن بگوید. دكتر محسن ابوالقاسمی در كتاب «تاریخ زبان فارسی» آورده است:«.... در سال 254 هجری، یعقوب لیث صفار، دولت مستقل ایران را در شهر زرنج سیستان تاسیس كرد و زبان فارسی دری را زبان رسمی كرد كه این رسمیت تا كنون ادامه دارد.» در منابع كهن نیز از این رویداد نام برده شده است. نویسنده «تاریخ سیستان» چنین روایت كرده است: یعقوب فرا رسید و بعضی از خوارج كه مانده بودند ایشان را بكشت و مال‌های ایشان بر‌گرفت. پس شعرا او را شعر گفتندی به تازی: قد اكرم الله اهل المصر و البلد بملك یعقوب ذی الافضال و العدد. چون این شعر بر‌خواندند او عالم نبود، در نیافت، محمد‌بن و صیف حاضر بود و دبیر رسایل او بود و بدان روزگار نامه پارسی نبود، پس یعقوب گفت: "چیزی كه من اندر نیابم چرا باید گفت؟" محمد وصیف پس شعر پارسی گفتن گرفت و اول شعر پارسی اندر عجم او گفت. » فارسی، یا فارسی دری یعنی رسمی، دنباله پارسی میانه زردشتی است. تا عهد یعقوب لیث، زبان رسمی ایران یا حكومت‌های ایران، زبان عربی بود. یعقوب در سال 254 هجری قمری زبان پارسیرا رسمی كرد و زبان رسمی ایرانی است. پس از یعقوب هم سامانیان و آل بویه این زبان را گسترش دادند و از نابودی آن جلوگیری كردند، دولت سامانی به رواج زبان فارسی علاقه مند بود و دولت غزنوی، فارسی را در هندوستان رایج كرد. زبان فارسی در دربار مغولی هند، زبان رسمی بود. رواج فارسی در هند سبب شد زبانی به وجود آید به نام اردو كه زبان رسمی دولت پاكستان شد و به الفبایی كه از الفبای فارسی گرفته شده، نوشته می شود. زبانی كه در هند، آن را هندوستانی می نامند و به الفبایی كه از الفبای سنسكریت گرفته شده، نوشته می شود، با اردو یك منشأ دارد. سلجوقیان زبان فارسی را در آسیای كوچك رایج كردند. در دولت عثمانی زبان فارسی رایج بود. برخی از سلاطین عثمانی چون محمد فاتح و سلیم اول به فارسی شعر سروده اند.اما تسلط استعمار بر كشورهای شرق سبب شد كه از رواج فارسی كاسته شود.
کشمکش میان صفاریان و خلافت بغداد
محمد بن واصل تمیمی بر فارس چیره شده بود. المتعمد عباسی فارس را به موسی بن بغا داد، موسی نیز عبدالرحمان بن مفلح را به جنگ محمد بن واصل فرستاد، عبدالرحمان شکست خورد و اسیر شد. چون یعقوب در سیستان خبر بالا گرفتن کار ابن واصل را شنید طمع در ولایت فارس بست، در حالیکه محمد بن واصل در اهواز بود وی رو به فارس نهاد و فارس را تصرف کرد. در سال ۲۶۲ یعقوب از فارس رو به خوزستان نهاد. چون خبر به خلیفه المعتمد رسید فرمان حکومت خراسان، گرگان، طبرستان و ری و فارس را در حضور حاجیان به شمول شرطگی بغداد به وی داد. اما یعقوب راضی نشد و به خلیفه پیغام داد که به چیزی راضی نیست جز رسیدن به بغداد. خلیفه برادرش الموفق را به جنگ با یعقوب فرستاد، یعقوب درین جنگ شکست خورد و فرار کرد. بسیاری از اموال یعقوب بدست سپاهیان بغداد افتاد، و به نام غنیمت به بغداد برده شدند. المؤفق به علت بیماری به بغداد بازگشت و یعقوب نیز در گندی‌شاپور به قولنج مبتلا گشت. خلیفه رسولی را با منشور ولایت فارس و استمالت نزد یعقوب فرستاد. یعقوب قدری نان خشک و پیاز و شمشیر را پیش روی خود نهاد و به رسول گفت: «به خلیفه بگو که من بیمارم و اگر بمیرم تو از من رها می‌شوی و من از تو، اگر ماندم این شمشیر میان ما داوری خواهد کرد، اگر من غالب شوم که به کام خود رسیده باشم و اگر مغلوب شوم این نان خشک و پیاز مرا بس است.»
یعقوب در سال ۲۶۵ در گندی شاپور در اثر قولنج در گذشت. یعقوب را مردی باخرد و استوار توصیف کرده‌اند. حسن بن زید علوی که یکی از دشمنانش بود او را نسبت استقامت و پایداریش سندان لقب داده بود.
آرامگاه یعقوب لیث صفاری
آرامگاه یعقوب لیث اکنون در ۱۲ کیلومتری جنوب شرقی دزفول در روستایی به نام اسلام‌آباد دزفول یا شاه‌آباد دزفول قرار دارد. قدمت آرامگاه یعقوب لیث صفاری ، به دوره سلجوقی تا قاجار می‌رسد و در روستای ۱۰ کیلومتری دزفول(سمت راست جاده دزفول)شوشتر واقع شده‌است.بنا احتمالا آرامگاه شاه ابوالقاسم، سردار نامی ایران، یعقوب لیث صفاری، است که در شهر جندی شاپور وفات یافته‌است. آرامگاه با گنبد مضرس ساخته شده و با توجه به مرمت‌های مختلف، قدیمی‌ترین قسمت آن مربوط به دوره سلجوقی است.
منابع
الهام ملک زاده. سرگذشت صفاریان. چاپ ۱۳۸۲، موسسه فرهنگی اهل قلم،

خبرنامه

منوی اصلی

وبلاگ من
پست الكترونیك
تماس با من



نویسندگان

Mahdi Ana (197)

آرشیو تاریخی

دی 1388 (2)
اردیبهشت 1388 (1)
فروردین 1388 (1)
اسفند 1387 (18)
بهمن 1387 (66)
دی 1387 (103)
آذر 1387 (54)
فروردین 1387 (3)
دی 0 (3)


موضوعات

سامانیان (1)
شاعر های ایران زمین (8)
ساسانیان (6)
شعر در مورد ایران (1)
اشکانیان (2)
گالری عکس (19)
دانلود فیلم (6)
هخامنشیان (37)
افتخار آفرینان ایران (17)


لینکستان

بزرگترین وبلاگ دانلود فیلم و برنامه های جدید
تخت جمشید
بیستـــــون
iranemajazi
مهرایران
آرشیو موسیقی ایرانیان
افزایش بازدید از وبلاگ شما روزانه 700نفر
تو رو خدا زیر 18 سال كیلیك نكنند
مرکز فیلم
(برترین های دنیا)
مدل لباس -مدل کفش
خلیج فارس جاوید
كسب درامد از اینترنت
AIOS - All In One Site
فناوری اطلاعات و ارتباطات
نرم افزارهای روز


لینک های ویژه

بزرگترین وبلاگ دانلود فیلم و برنامه های جدید (-)


نظر سنجی



آمار

بازدیدهای امروز:

بازدیدهای دیروز:

كل بازدیدها:

كل مطالب:

كل نظرات:

ایجاد صفحه:

- ثانیه


صفحات


مطالب قبلی

قطعات تخت جمشید در سراسر دنیا
معنی سین های نوروز
نوروزنامه
قدرت و عظمت سپاه کوروش
نام قدیم شهرها ایران
نگاهی به ارتش ایران در دوره هخامنشی
ایرانیان
شوش؛ یكی از 3 شهر قدیمی جهان
اولین حمام تاریخ
آریو برزن، ژنرال بزرگ تاریخ ایران...
زبان ایرانی کهن
عکس هایی از رضا خان بزرگ
بم
شیخ بهایی
زندگینامه خواجه نصیر الدین طوسی


درباره

Powered by :
MihanBlog.com


Designed by :
SafhePardazan Team

SafhePardazan.com